فروش به کارکنان شرکتها یعنی چه؟
فرض کنید یک کلینیک دندانپزشکی، باشگاه ورزشی، آموزشگاه زبان، آژانس گردشگری، فروشگاه، رستوران یا مرکز خدمات خودرو دارید.
در مدل معمول فروش، برای پیدا کردن مشتری باید از کانالهایی مانند تبلیغات، شبکههای اجتماعی، گوگل، معرفی مشتریان قبلی یا تبلیغات محیطی استفاده کنید.
اما یک بازار دیگر هم وجود دارد:
کارکنان شرکتها و سازمانها.
یک شرکت ممکن است ۵۰، ۵۰۰ یا چند هزار کارمند داشته باشد.
این افراد مانند هر مشتری دیگری نیازهای واقعی دارند:
- خرید میکنند
- به خدمات درمانی نیاز دارند
- ورزش میکنند
- سفر میروند
- آموزش میبینند
- غذا سفارش میدهند
- از خدمات خودرو استفاده میکنند
- به خدمات خانوادگی و تفریحی نیاز دارند
تفاوت این بازار با فروش عادی این است که سازمان میتواند برای کارکنان خود دسترسی، اعتبار، یارانه، تخفیف یا شرایط پرداخت مشخصی فراهم کند.
برای تأمینکننده، این یعنی امکان ورود به یک کانال فروش متفاوت.
اما چرا این بازار میتواند جذاب باشد؟
۱. بهجای یک مشتری، به یک جامعه از مشتریان بالقوه نزدیک میشوید
در فروش معمولی معمولاً برای جذب هر مشتری باید جداگانه هزینه و تلاش کنید.
یک نفر تبلیغ شما را میبیند.
وارد سایت میشود.
مقایسه میکند.
شاید خرید کند.
بعد دوباره برای مشتری بعدی همین چرخه تکرار میشود.
اما در بازار سازمانی، شما با جامعهای از کارکنان روبهرو هستید که از قبل در قالب یک سازمان یا شبکه سازمانی کنار هم قرار گرفتهاند.
فرض کنید یک مجموعه ورزشی بتواند خدمات خود را در معرض دید کارکنان چند شرکت قرار دهد.
دیگر موضوع فقط جذب یک مشتری نیست.
کسبوکار وارد بازاری میشود که گروهی از مشتریان بالقوه در آن حضور دارند.
این به معنی تضمین فروش نیست؛ اما میتواند یک کانال جدید برای دیدهشدن و جذب مشتری ایجاد کند.
۲. هزینه جذب مشتری میتواند منطقیتر شود
یکی از چالشهای مهم بسیاری از کسبوکارها هزینه جذب مشتری است.
برای فروش ممکن است مجبور باشید هزینه کنید برای:
- تبلیغات آنلاین
- تولید محتوا
- شبکههای اجتماعی
- تبلیغات کلیکی
- تخفیفهای عمومی
- نیروی فروش
- تماس و پیگیری
- همکاری با واسطههای مختلف
اگر برای هر مشتری جدید هزینه زیادی پرداخت شود، بخشی از سود فروش از بین میرود.
بازار سازمانی میتواند مدل متفاوتی ایجاد کند.
وقتی کسبوکار از طریق یک کانال سازمانی در معرض دید گروهی از کارکنان قرار میگیرد، بخشی از فرآیند دسترسی به مشتری میتواند متمرکزتر شود.
برای بعضی کسبوکارها این موضوع میتواند مکمل کانالهای فروش فعلی باشد.
نه اینکه تبلیغات عمومی کاملاً کنار گذاشته شود؛ بلکه:
یک کانال جذب مشتری دیگر به ترکیب فروش اضافه شود.
۳. مشتری سازمانی میتواند مشتری تکرارشونده شود
ارزش واقعی بسیاری از مشتریان در خرید اول نیست.
در تکرار خرید است.
این موضوع برای بعضی خدمات اهمیت بیشتری دارد.
مثلاً:
باشگاه
کارمند ممکن است چند ماه از خدمات استفاده کند.
رستوران و غذا
مصرف میتواند چند بار در هفته تکرار شود.
آموزشگاه
دوره اول میتواند به دورههای بعدی منجر شود.
خدمات خودرو
مشتری در دورههای مختلف دوباره به سرویس نیاز دارد.
خدمات درمانی و دندانپزشکی
ممکن است درمان در چند مرحله انجام شود یا اعضای خانواده نیز مشتری شوند.
بنابراین اگر تجربه اولیه خوب باشد، کارمند سازمان فقط یک «فروش یکباره» نیست.
میتواند به مشتری تکرارشونده کسبوکار تبدیل شود.
۴. اعتبار رفاهی میتواند مانع پرداخت را کاهش دهد
گاهی مشتری به یک خدمت نیاز دارد اما پرداخت هزینه باعث میشود خرید را عقب بیندازد.
در بعضی برنامههای رفاهی، سازمان ممکن است برای کارکنان خود اعتبار رفاهی در نظر بگیرد.
برای مثال، کارمند ممکن است بخشی از اعتبار خود را برای:
- سلامت
- ورزش
- خرید
- غذا
- آموزش
- سفر
- خدمات دیگر
استفاده کند.
برای تأمینکننده، این ساختار اهمیت دارد.
چون مشتری فقط با سؤال:
«آیا میخواهم تمام این مبلغ را از جیب پرداخت کنم؟»
مواجه نیست.
ممکن است بخشی از هزینه از اعتبار یا حمایت سازمانی او تأمین شود.
البته مدل مالی هر سازمان متفاوت است و نباید تصور کرد تمام شرکتها تمام هزینه خدمات را پرداخت میکنند.
ممکن است سازمان:
- تمام هزینه را بپردازد
- بخشی از آن را پرداخت کند
- اعتبار مشخصی اختصاص دهد
- فقط شرایط ویژه ایجاد کند
- امکان مدلهای پرداخت دیگری را فراهم کند
اما در هر حالت، اتصال خدمت به یک برنامه رفاهی میتواند تجربه خرید متفاوتی ایجاد کند.
۵. تخفیف سازمانی میتواند بدون تخفیف عمومی، مشتری جذب کند
فرض کنید قیمت یک خدمت برای مشتری عادی ۱۰ واحد است.
شما نمیخواهید در شبکههای اجتماعی اعلام کنید:
«برای همه ۲۰ درصد تخفیف!»
چون تخفیف عمومی ممکن است حاشیه سود یا جایگاه قیمتگذاری کسبوکار را تحت تأثیر قرار دهد.
اما میتوانید شرایط خاصی برای یک جامعه مشخص تعریف کنید.
مثلاً:
شرایط ویژه کارکنان سازمانهای عضو.
این مدل با تخفیف عمومی تفاوت دارد.
کسبوکار میتواند پیشنهاد خود را برای یک کانال مشخص طراحی کند.
پیشنهاد لزوماً هم نباید فقط «درصد تخفیف» باشد.
میتواند شامل مواردی مانند:
- قیمت سازمانی
- بسته خدمات ویژه
- خدمت اضافه
- اولویت رزرو
- شرایط پرداخت بهتر
- بسته خانوادگی
- پیشنهاد ترکیبی
باشد.
بنابراین بازار سازمانی فقط ابزار کاهش قیمت نیست.
فرصتی برای طراحی یک پیشنهاد متفاوت برای یک گروه مشخص از مشتریان است.
۶. کارکنان میتوانند کسبوکار شما را به خانواده خود معرفی کنند
در بعضی دستههای خدمات، ارزش یک مشتری میتواند فراتر از خود او باشد.
مثلاً یک کارمند از خدمات یک مرکز دندانپزشکی استفاده میکند و تجربه خوبی دارد.
بعد ممکن است:
همسرش مراجعه کند.
فرزندش مراجعه کند.
یا آن مرکز را به همکار دیگری معرفی کند.
همین اتفاق میتواند در حوزههایی مثل:
- گردشگری
- آموزش
- سلامت
- ورزش
- رستوران
- خدمات خودرو
- خرید
رخ دهد.
البته هیچ کانالی تضمین نمیکند که مشتری دیگران را معرفی کند.
اما تجربه خوب + جامعه سازمانی میتواند فرصت بازگشت و معرفی مشتری را افزایش دهد.
۷. بازار سازمانی میتواند فروش شما را متنوعتر کند
وابستگی شدید به یک کانال جذب مشتری ریسک دارد.
فرض کنید بخش بزرگی از مشتریان یک کسبوکار فقط از اینستاگرام وارد میشوند.
اگر:
هزینه تبلیغات افزایش پیدا کند،
الگوریتم تغییر کند،
دسترسی کاهش پیدا کند،
یا رقابت بیشتر شود،
فروش میتواند تحت تأثیر قرار بگیرد.
به همین دلیل کسبوکارها معمولاً از داشتن چند کانال فروش سود میبرند.
مثلاً:
مشتری مستقیم + گوگل + شبکه اجتماعی + معرفی + بازار سازمانی
در این مدل، بازار کارکنان شرکتها قرار نیست تمام کانالهای دیگر را حذف کند.
بلکه میتواند یک مسیر مکمل فروش باشد.
۸. حضور زودتر در یک شبکه سازمانی میتواند ارزش بلندمدت داشته باشد
بازارهای پلتفرمی معمولاً با رشد شبکه جذابتر میشوند.
هرچه سازمانهای بیشتری وارد شبکه شوند، جامعه کارکنان قابل دسترس گستردهتر میشود.
از طرف دیگر، هرچه تأمینکنندگان باکیفیت بیشتری حضور داشته باشند، تنوع خدمات برای کارکنان و سازمانها بیشتر میشود.
این یک چرخه سهطرفه ایجاد میکند:
سازمانها → کارکنان → تأمینکنندگان
و Staffino میان این سه ضلع قرار میگیرد.
برای یک تأمینکننده، حضور در چنین شبکهای میتواند به معنی ایجاد یک کانال جدید باشد که با توسعه شبکه، ظرفیت آن نیز افزایش پیدا میکند.
چه کسبوکارهایی برای فروش به کارکنان شرکتها مناسباند؟
بازار سازمانی فقط برای فروشگاههای بزرگ نیست.
کسبوکارهای خدماتی نیز میتوانند در این بازار جای داشته باشند.
برای مثال:
سلامت و درمان
- کلینیکها
- دندانپزشکی
- آزمایشگاه
- مراکز سلامت
- خدمات بینایی
- فیزیوتراپی
ورزش
- باشگاه
- استخر
- مجموعه ورزشی
- کلاسهای تخصصی
آموزش
- آموزشگاه زبان
- دورههای تخصصی
- آموزش آنلاین
- مهارتهای فردی
گردشگری
- آژانس مسافرتی
- تور
- هتل
- اقامتگاه
- خدمات تفریحی
غذا
- رستوران
- کترینگ
- غذای شرکتی
- میانوعده
- میوه
خودرو
- تعمیرگاه
- سرویس دورهای
- تعویض روغن
- کارواش
- خدمات جانبی خودرو
خرید
- فروشگاهها
- کالاهای مصرفی
- محصولات دیجیتال
- لوازم خانگی
- محصولات خانوادگی
مهمتر از اندازه کسبوکار این است که محصول یا خدمت آن برای جامعه کارکنان ارزش واقعی داشته باشد.
آیا کسبوکار کوچک هم میتواند وارد بازار سازمانی شود؟
بله.
تصور اشتباهی وجود دارد که فروش سازمانی فقط برای برندهای بسیار بزرگ است.
در حالی که یک کسبوکار محلی خوب نیز ممکن است پیشنهاد جذابی برای کارکنان داشته باشد.
مثلاً یک کلینیک دندانپزشکی در یک منطقه مشخص ممکن است برای کارکنانی که در همان منطقه زندگی یا کار میکنند ارزش بالایی داشته باشد.
یا یک آموزشگاه زبان میتواند شرایط ویژهای برای کارکنان و خانوادههایشان ارائه دهد.
چالش اصلی کسبوکار کوچک معمولاً این نیست که «آیا خدمت خوبی دارد؟»
بلکه این است که:
چطور به بازار سازمانی دسترسی پیدا کند؟
مشکل ورود مستقیم به بازار سازمانی چیست؟
اینجا به یکی از مهمترین مسائل میرسیم.
فرض کنید تصمیم گرفتهاید محصولات یا خدمات خود را به کارکنان شرکتها ارائه کنید.
روش مستقیم این است که:
شرکتها را پیدا کنید.
مسئول منابع انسانی یا رفاه را شناسایی کنید.
تماس بگیرید.
پیشنهاد ارسال کنید.
جلسه بگذارید.
مذاکره کنید.
قرارداد ببندید.
شرایط مالی را هماهنگ کنید.
کارکنان را مطلع کنید.
سفارشها را مدیریت کنید.
تسویه را پیگیری کنید.
و برای سازمان بعدی دوباره همین فرآیند را تکرار کنید.
برای کسبوکاری که تیم فروش سازمانی قوی دارد، این مدل ممکن است قابل انجام باشد.
اما برای بسیاری از فروشگاهها و ارائهدهندگان خدمات، این فرآیند زمانبر و پرهزینه است.
به همین دلیل وجود یک کانال واسط میتواند اهمیت پیدا کند.
Staffino چه نقشی دارد؟
Staffino تلاش میکند میان سه ضلع بازار رفاهی ارتباط ایجاد کند:
سازمان
کارمند
تأمینکننده
سازمان خدمات و سیاستهای رفاهی موردنظر خود را مدیریت میکند.
کارکنان به خدماتی که برای آنها فعال شده دسترسی پیدا میکنند.
و تأمینکنندگان میتوانند محصولات و خدمات خود را در این اکوسیستم ارائه کنند.
برای تأمینکننده، ایده اصلی ساده است:
بهجای ساختن تمام زیرساخت ورود به بازار سازمانی از صفر، از یک کانال تخصصی برای حضور در این بازار استفاده کند.
Staffino تضمین فروش ایجاد نمیکند.
اما میتواند مسیر دیدهشدن، دسترسی، سفارش و همکاری در بازار سازمانی را ساختاریافتهتر کند.
تفاوت Staffino با یک سایت تبلیغاتی چیست؟
اگر یک بنر تبلیغاتی در یک سایت قرار دهید، معمولاً هدف اصلی دیدهشدن است.
اما یک پلتفرم خدمات رفاهی مدل متفاوتی دارد.
کاربر در آن صرفاً برای دیدن تبلیغ حضور ندارد.
او ممکن است برای استفاده از یک خدمت سازمانی وارد شده باشد.
در نتیجه هدف این است که مسیر کاملتری شکل بگیرد:
کشف خدمت → بررسی شرایط → انتخاب → سفارش یا استفاده → پرداخت/اعتبار → پیگیری
این تفاوت مهمی میان «تبلیغ کردن برای کارمند» و قرار گرفتن داخل مسیر استفاده از خدمات رفاهی است.
برای ورود به Staffino باید تخفیف خیلی زیادی بدهیم؟
لزومی ندارد.
پیشنهاد جذاب فقط به معنی پایینترین قیمت نیست.
یک تأمینکننده میتواند با ترکیبی از عوامل ارزش ایجاد کند:
- قیمت مناسب
- کیفیت بالا
- شرایط ویژه سازمانی
- بسته اختصاصی
- امکان رزرو ساده
- ظرفیت مناسب
- پوشش جغرافیایی
- شرایط پرداخت
- خدمات خانوادگی
- تجربه مشتری خوب
گاهی یک پیشنهاد ۱۰ درصد ارزانتر با تجربه عالی، از تخفیف ۳۰ درصدی با کیفیت پایین جذابتر است.
هدف باید ایجاد ارزش واقعی برای کارمند باشد، نه صرفاً نوشتن یک عدد بزرگ کنار کلمه تخفیف.
قبل از ورود به بازار سازمانی این ۷ سؤال را جواب دهید
۱. مشتری من چه کسی است؟
کارمند، خانواده او یا هر دو؟
۲. چرا باید من را انتخاب کند؟
قیمت؟ کیفیت؟ دسترسی؟ سرعت؟ تجربه؟ شرایط پرداخت؟
۳. پیشنهاد سازمانی من چیست؟
آیا با پیشنهاد عمومی تفاوت دارد؟
۴. ظرفیت ارائه خدمت دارم؟
اگر تعداد سفارش افزایش پیدا کند، کیفیت حفظ میشود؟
۵. محدوده جغرافیایی من کجاست؟
حضوری، آنلاین، تهران، چند شهر یا سراسر کشور؟
۶. تجربه استفاده چقدر ساده است؟
آیا کارمند برای دریافت خدمت باید چند بار تماس بگیرد؟
۷. آیا میتوانم مشتری را حفظ کنم؟
فروش اول مهم است؛ اما تجربه خوب برای تکرار خرید مهمتر است.
یک مثال ساده: آموزشگاه زبان
فرض کنیم یک آموزشگاه زبان برای جذب هر زبانآموز جدید تبلیغات انجام میدهد.
حالا این آموزشگاه به بازار کارکنان سازمانها وارد میشود.
میتواند پیشنهادی طراحی کند مانند:
- شرایط ویژه کارکنان
- امکان استفاده خانواده
- کلاس آنلاین و حضوری
- تخفیف روی برخی دورهها
- بسته آموزشی سازمانی
در این حالت، Staffino میتواند بهعنوان کانال ارتباطی میان این تأمینکننده و بازار کارکنان عمل کند.
آموزشگاه همچنان مسئول کیفیت آموزش خودش است.
اما برای ورود به بازار سازمانی لازم نیست تمام مسیر را صرفاً از تبلیغات عمومی شروع کند.
مثال دوم: کلینیک دندانپزشکی
کلینیک میتواند برای کارکنان شرایطی مانند:
- تخفیف سازمانی
- پکیج معاینه
- شرایط پرداخت مشخص
- اولویت رزرو
- خدمات خانوادگی
تعریف کند.
برای کارمند، ارزش پیشنهادی روشن است:
دسترسی به یک مرکز بررسیشده با شرایط سازمانی.
برای کلینیک نیز مزیت بالقوه روشن است:
دسترسی به جامعه جدیدی از مشتریان.
مثال سوم: مجموعه خدمات خودرو
بسیاری از کارکنان دارای خودرو هستند و هزینههای نگهداری خودرو نیز تکرارشونده است.
یک مجموعه خدمات خودرو میتواند سرویسهایی مانند:
- تعویض روغن
- سرویس دورهای
- تعمیرات
- کارواش
- خدمات فنی
را با شرایط سازمانی ارائه کند.
این مثال نشان میدهد بازار رفاهی فقط درباره بیمه، باشگاه و غذا نیست.
هر خدمت کاربردی که بخشی از نیاز زندگی کارکنان را حل کند میتواند ظرفیت حضور در این بازار را داشته باشد.
فروش سازمانی با فروش مستقیم چه تفاوتی دارد؟
در فروش مستقیم:
کسبوکار → مشتری
اما در اکوسیستم رفاهی سازمانی:
کسبوکار → پلتفرم/سازمان → کارمند
سازمان ممکن است روی نوع خدمات، اعتبار، سهم پرداخت یا شرایط استفاده سیاست داشته باشد.
به همین دلیل تأمینکننده باید علاوه بر جذابیت برای مشتری نهایی، بتواند در یک ساختار سازمانی نیز فعالیت کند.
این موضوع میتواند شامل:
- شفافیت قیمت
- ظرفیت خدمت
- کیفیت
- گزارشپذیری
- فرآیند مشخص سفارش
- شرایط تسویه
باشد.
چه چیزی باعث میشود کارکنان واقعاً از یک تأمینکننده خرید کنند؟
صرف حضور در یک پلتفرم کافی نیست.
تأمینکننده باید پیشنهاد خوبی داشته باشد.
چهار عامل بسیار مهماند:
ارزش
کارمند باید احساس کند پیشنهاد واقعاً برای او مزیت دارد.
اعتماد
اطلاعات، شرایط و قیمت باید شفاف باشند.
سادگی
رزرو یا خرید نباید پیچیده باشد.
کیفیت
اگر تجربه اول بد باشد، احتمال بازگشت پایین میآید.
بنابراین بازار سازمانی نباید به چشم «لیست شماره تلفن مشتری» دیده شود.
این یک کانال فروش است و همچنان به محصول خوب و تجربه مشتری خوب نیاز دارد.
آیا Staffino فروش را تضمین میکند؟
خیر.
هیچ پلتفرم حرفهای نباید صرف حضور یک تأمینکننده، فروش مشخصی را تضمین کند.
فروش به عوامل زیادی بستگی دارد:
- نیاز کارکنان
- کیفیت خدمت
- قیمت
- پیشنهاد سازمانی
- موقعیت جغرافیایی
- رقابت
- تجربه مشتری
- شرایط سازمان
ارزش Staffino در ایجاد زیرساخت و کانال دسترسی به بازار است.
تأمینکننده همچنان باید پیشنهاد رقابتی و خدمت باکیفیت ارائه کند.
چرا این مدل برای Staffino هم مهم است؟
هر ضلع شبکه به دو ضلع دیگر نیاز دارد.
اگر سازمان وارد Staffino شود اما خدمات متنوعی وجود نداشته باشد، ارزش پلتفرم برای کارکنان محدود میشود.
اگر تأمینکنندگان زیادی وجود داشته باشند اما سازمان و کارمند فعال نباشد، بازار شکل نمیگیرد.
و اگر کارکنان انتخاب مناسبی نداشته باشند، استفاده کاهش پیدا میکند.
بنابراین:
سازمانها بازار را شکل میدهند.
کارکنان تقاضا را ایجاد میکنند.
تأمینکنندگان خدمات را فراهم میکنند.
و Staffino تلاش میکند زیرساخت اتصال این سه ضلع را فراهم کند.
چطور تأمینکننده Staffino شویم؟
اگر فروشگاه یا ارائهدهنده خدمات هستید و فکر میکنید محصول یا خدمت شما برای کارکنان سازمانها کاربرد دارد، میتوانید درخواست همکاری ثبت کنید.
فرآیند کلی شامل بررسی اطلاعات کسبوکار، نوع خدمات، شرایط همکاری و سپس فعالسازی در صورت تأیید است.
برای شروع به صفحه همکاری با تأمینکنندگان Staffino بروید و اطلاعات کسبوکار خود را ثبت کنید.
لازم نیست از روز اول تیم فروش سازمانی بزرگی داشته باشید.
محصول یا خدمت خوب شما نقطه شروع است؛ Staffino میتواند کانالی برای ورود آن به بازار کارکنان سازمانها باشد.
چکلیست آمادگی برای ورود به بازار کارکنان شرکتها
قبل از ثبتنام این موارد را بررسی کنید:
- [ ] محصول یا خدمت مشخصی دارم
- [ ] قیمتگذاری من شفاف است
- [ ] ارزش پیشنهادی مشخصی برای کارکنان دارم
- [ ] محدوده ارائه خدمت مشخص است
- [ ] ظرفیت پاسخگویی به مشتری جدید را دارم
- [ ] فرآیند سفارش یا رزرو ساده است
- [ ] شرایط لغو یا بازگشت وجه مشخص است
- [ ] کیفیت خدمت قابل حفظ است
- [ ] اطلاعات کسبوکارم کامل است
- [ ] میتوانم شرایط سازمانی مناسبی تعریف کنم
اگر بیشتر این موارد را دارید، کسبوکارتان میتواند گزینه مناسبی برای بررسی ورود به بازار سازمانی باشد.
جمعبندی
فروش به کارکنان شرکتها میتواند برای بسیاری از کسبوکارها یک کانال مکمل جذب مشتری باشد.
این بازار میتواند مزایایی مانند:
- دسترسی به جامعهای از مشتریان بالقوه
- امکان کاهش وابستگی به تبلیغات عمومی
- ظرفیت ایجاد خرید تکرارشونده
- استفاده از مدلهای اعتبار رفاهی
- ارائه پیشنهادهای اختصاصی سازمانی
- امکان جذب خانواده و معرفی مشتری
- تنوع بیشتر کانالهای فروش
- حضور در یک شبکه سازمانی در حال توسعه
داشته باشد.
اما ورود مستقیم به تکتک سازمانها میتواند به تیم فروش، مذاکره، قرارداد، عملیات و پیگیری نیاز داشته باشد.
اینجاست که نقش یک پلتفرم تخصصی مشخص میشود.
تو روی محصول و خدمت خوب تمرکز کن؛ Staffino کمک میکند مسیر ورود به بازار کارکنان سازمانها ساختاریافتهتر شود.
اگر کسبوکارتان برای این بازار مناسب است، از صفحه تأمینکنندگان Staffino برای شروع همکاری اقدام کنید.




نظرات و پرسشها
در حال بارگذاری نظرات...