قیمتگذاری فروش سازمانی در تورم؛ چطور بدون از دست دادن حاشیه سود پیشنهاد بدهیم؟
فروش بیشتر همیشه به معنی سود بیشتر نیست.
این موضوع در شرایط تورمی اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند.
فرض کنید کسبوکار شما برای ورود به یک کانال سازمانی، تخفیف مناسبی ارائه کرده است.
چند هفته بعد قیمت مواد اولیه، کالا، اجاره، حملونقل یا سایر هزینهها افزایش پیدا میکند؛ اما شما همچنان متعهد به قیمت قبلی هستید.
در این شرایط ممکن است فروش بالا برود ولی حاشیه سود شما کاهش پیدا کند یا حتی بعضی سفارشها زیانده شوند.
بنابراین سؤال مهم برای تأمینکننده این نیست که:
«چقدر تخفیف بدهم؟»
بلکه این است:
«چطور پیشنهادی طراحی کنم که هم برای کارکنان جذاب باشد و هم برای کسبوکار من پایدار بماند؟»
چرا قیمتگذاری فروش سازمانی با فروش عادی فرق دارد؟
در فروش عادی، فروشگاه میتواند قیمت عمومی خود را تغییر دهد.
اما در همکاری سازمانی ممکن است شرایطی مانند:
- قیمت توافقی
- تخفیف مشخص
- بسته اختصاصی
- اعتبار زمانی پیشنهاد
- کمیسیون
- حجم سفارش
وجود داشته باشد.
به همین دلیل، قیمتگذاری باید قبل از شروع فروش دقیقتر بررسی شود.
تورم چه مشکلی برای پیشنهادهای سازمانی ایجاد میکند؟
در بازار پرنوسان، هزینه تأمین ممکن است سریع تغییر کند.
اگر پیشنهاد شما برای مدت طولانی با قیمت ثابت تعریف شده باشد، فاصله میان قیمت فروش و هزینه واقعی کاهش پیدا میکند.
برای مثال فرضی:
قیمت فروش عادی: ۱ میلیون تومان
قیمت سازمانی: ۹۰۰ هزار تومان
هزینه تأمین در زمان شروع: ۷۰۰ هزار تومان
حاشیه اولیه قبل از سایر هزینهها: ۲۰۰ هزار تومان
اگر هزینه تأمین بعداً به ۸۵۰ هزار تومان برسد، همان پیشنهاد دیگر اقتصاد قبلی را ندارد.
بنابراین «مدت اعتبار قیمت» بخشی از خود قیمتگذاری است.
۱. برای قیمت، تاریخ اعتبار تعیین کنید
یکی از سادهترین راهها این است که پیشنهاد قیمت نامحدود نباشد.
برای مثال، قیمت میتواند تا تاریخ مشخصی معتبر باشد و سپس امکان بازبینی داشته باشد.
طول این دوره به صنعت شما بستگی دارد.
کسبوکاری که هزینههایش روزانه تغییر میکند با کسبوکاری که هزینه ثابتتری دارد شرایط یکسانی ندارد.
اصل مهم این است:
قیمت باید یک دوره اعتبار مشخص داشته باشد.
۲. قیمت عمومی و قیمت سازمانی را جدا کنید
قیمت سازمانی الزاماً نباید همان قیمت عمومی منهای یک درصد ثابت باشد.
ممکن است یک بسته خاص برای کارکنان طراحی شود.
برای مثال، بهجای:
«۲۰ درصد تخفیف روی همه خدمات»
میتوان پیشنهاد مشخصی طراحی کرد:
«بسته سازمانی شامل خدمات A + B با قیمت مشخص»
این روش میتواند کنترل حاشیه سود را سادهتر کند.
۳. تخفیف زیاد همیشه پیشنهاد بهتری نیست
فرض کنید دو تأمینکننده داریم.
تأمینکننده اول ۲۵ درصد تخفیف میدهد ولی بعد از یک ماه دیگر قادر به ادامه نیست.
تأمینکننده دوم ۱۰ درصد تخفیف میدهد اما قیمت، ظرفیت و کیفیت خود را حفظ میکند.
از نگاه همکاری بلندمدت، پایداری پیشنهاد اهمیت زیادی دارد.
تخفیفی که باعث زیان شود، احتمالاً قابل ادامه نخواهد بود.
۴. حاشیه سود را بعد از تمام هزینهها حساب کنید
یکی از اشتباهات رایج این است که حاشیه سود فقط از تفاوت قیمت خرید و فروش محاسبه شود.
در فروش سازمانی ممکن است هزینههای دیگری نیز وجود داشته باشند:
- بستهبندی
- ارسال
- نیروی انسانی
- لغو یا مرجوعی
- مالیات
- کمیسیون
- هزینه ارائه خدمت
- پشتیبانی
بنابراین باید حاشیه واقعی هر سفارش محاسبه شود.
فرمول ساده مفهومی:
قیمت فروش − هزینه مستقیم − هزینههای مرتبط − کمیسیون = حاشیه واقعی
جزئیات دقیق به مدل کسبوکار و قرارداد بستگی دارد.
۵. کمیسیون را از ابتدا داخل قیمتگذاری ببینید
اگر مدل همکاری شامل کمیسیون است، این عدد نباید بعد از تعیین قیمت بررسی شود.
فرض کنید محصولی را با حاشیه محدود عرضه میکنید و سپس درصدی نیز بابت کانال فروش پرداخت میشود.
ممکن است پیشنهاد نهایی دیگر اقتصادی نباشد.
پیش از فعالسازی پیشنهاد باید بدانید:
- قیمت نهایی چقدر است؟
- هزینه شما چقدر است؟
- کمیسیون چگونه محاسبه میشود؟
- چه مبلغی برای شما باقی میماند؟
برای آشنایی با منطق مالی همکاری میتوانید مقاله تسویه حساب فروش سازمانی را مطالعه کنید.
۶. موجودی را با قیمت هماهنگ کنید
قیمت خوب بدون موجودی کافی ارزش چندانی ندارد.
در شرایط پرنوسان ممکن است تأمین مجدد کالا با قیمت متفاوت انجام شود.
اگر ۵۰ واحد کالا با قیمت فعلی دارید، الزاماً نباید همان قیمت را برای ۵۰۰ سفارش آینده تضمین کنید.
میتوان برای پیشنهاد:
- ظرفیت
- موجودی
- تعداد قابل سفارش
- دوره اعتبار
تعریف کرد.
۷. برای خدمات هم ظرفیت اهمیت دارد
این مسئله فقط مربوط به کالا نیست.
فرض کنید کلینیک، باشگاه، رستوران یا مرکز خدمات خودرو هستید.
اگر پیشنهاد سازمانی باعث ورود تعداد زیادی مشتری شود اما ظرفیت ارائه خدمت نداشته باشید، کیفیت کاهش پیدا میکند.
بنابراین قیمت باید با ظرفیت واقعی کسبوکار هماهنگ باشد.
۸. پیشنهاد سازمانی را بهجای تخفیف خام طراحی کنید
یک پیشنهاد جذاب الزاماً درصد تخفیف بالا نیست.
میتوانید ارزش ایجاد کنید از طریق:
- بسته اختصاصی
- خدمت اضافه
- اولویت رزرو
- ارسال
- شرایط پرداخت
- ترکیب چند محصول
- مزیت مخصوص کارکنان
گاهی هزینه ایجاد این ارزش برای کسبوکار کمتر از یک تخفیف سنگین است.
۹. قیمت را برای همه محصولات یکسان تخفیف ندهید
حاشیه سود محصولات متفاوت است.
ممکن است یک محصول ظرفیت تخفیف ۱۵ درصدی داشته باشد و محصول دیگری با ۵ درصد تخفیف نیز به مرز سودآوری برسد.
بنابراین تخفیف یکسان روی کل سبد کالا همیشه منطقی نیست.
میتوانید فقط محصولات یا خدمات مناسب برای کانال سازمانی را انتخاب کنید.
۱۰. افزایش قیمت را از قبل تعریف کنید
یکی از منابع اختلاف این است که هیچکس نمیداند قیمت چه زمانی قابل تغییر است.
شرایط همکاری بهتر است مشخص کند:
- قیمت تا چه زمانی معتبر است؟
- درخواست تغییر چگونه ثبت میشود؟
- تغییر قیمت از چه زمانی اعمال میشود؟
- سفارشهای قبلی با چه قیمتی محاسبه میشوند؟
این شفافیت برای هر دو طرف مفید است.
آیا باید قیمت را به دلار وابسته کنیم؟
وابستگی هزینه یک کسبوکار به نرخ ارز با کسبوکار دیگر متفاوت است.
ممکن است بخشی از کالا یا مواد اولیه وارداتی باشد و ممکن است کسبوکاری تقریباً هیچ هزینه مستقیم ارزی نداشته باشد.
بنابراین بهتر است بهجای واکنش خودکار به یک شاخص، هزینه واقعی تأمین خودتان را مبنا قرار دهید.
قیمتگذاری باید بر اساس اقتصاد واقعی کسبوکار انجام شود.
مثال: فروشگاه کالا
فرض کنید فروشگاهی محصولی با قیمت عمومی ۲ میلیون تومان دارد.
بهجای ارائه تخفیف ۲۰ درصدی بدون محدودیت زمانی، ممکن است پیشنهاد زیر را بررسی کند:
- قیمت سازمانی مشخص
- اعتبار قیمت ۳۰ روز
- موجودی محدود
- سقف سفارش
- امکان بازبینی قیمت پس از پایان دوره
اعداد واقعی باید بر اساس هزینه و حاشیه سود همان کسبوکار تعیین شوند.
مثال: کلینیک دندانپزشکی
در خدمات، مدل میتواند متفاوت باشد.
کلینیک ممکن است بهجای تخفیف یکسان روی همه درمانها، بسته مشخصی برای برخی خدمات تعریف کند.
این کار چند مزیت دارد:
- هزینه بسته قابل محاسبهتر است.
- قیمت برای مشتری شفافتر است.
- حاشیه سود راحتتر کنترل میشود.
- پیشنهاد قابل مقایسه و معرفی است.
چه زمانی یک پیشنهاد باید متوقف شود؟
اگر یکی از این اتفاقها رخ دهد، پیشنهاد باید دوباره بررسی شود:
- هزینه تأمین بهطور جدی تغییر کرده است.
- حاشیه سود به زیر حد قابل قبول رسیده است.
- موجودی کافی وجود ندارد.
- ظرفیت خدمت تکمیل شده است.
- نرخ لغو یا مرجوعی بالا رفته است.
- شرایط عملیاتی تغییر کرده است.
ادامه فروش زیانده فقط برای حفظ تعداد سفارش، معمولاً تصمیم پایداری نیست.
شاخصهایی که تأمینکننده باید دنبال کند
فروش ناخالص
چه مقدار سفارش ثبت شده است؟
مبلغ خالص
بعد از کسورات چه مبلغی باقی میماند؟
حاشیه سود
از هر سفارش واقعاً چقدر سود ایجاد میشود؟
میانگین ارزش سفارش
هر مشتری بهطور متوسط چقدر خرید میکند؟
نرخ تکرار خرید
چند مشتری دوباره برمیگردند؟
لغو و مرجوعی
چه میزان از سفارشها نهایی نمیشوند؟
این اعداد نشان میدهند یک پیشنهاد سازمانی واقعاً سودآور است یا فقط فروش اسمی ایجاد میکند.
چرا بازار کارکنان همچنان میتواند جذاب باشد؟
تورم فقط هزینه تأمینکننده را افزایش نمیدهد؛ رفتار مشتری را نیز تغییر میدهد.
کارکنان بیشتر به قیمت، تخفیف، شرایط پرداخت و ارزش واقعی پیشنهاد توجه میکنند.
برای کسبوکاری که بتواند پیشنهاد پایدار و جذابی طراحی کند، بازار کارکنان شرکتها میتواند یک کانال فروش مکمل باشد.
اما شرط آن این است که فروش سازمانی با اقتصاد واقعی کسبوکار هماهنگ باشد.
استفینو چه نقشی دارد؟
هدف استفینو ایجاد بستری برای ارتباط سازمانها، کارکنان و تأمینکنندگان خدمات است.
تأمینکننده بهجای اینکه الزاماً خودش زیرساخت دسترسی به کارکنان سازمانها را ایجاد کند، میتواند شرایط همکاری و ارائه خدمات خود را در شبکه بررسی کند.
مدل مالی، قیمت، کمیسیون و شرایط هر دسته باید در فرایند همکاری مشخص شود.
اگر فروشگاه، کلینیک، باشگاه، مرکز خدماتی یا ارائهدهنده محصول و خدمت هستید، میتوانید از صفحه تأمینکنندگان استفینو برای بررسی همکاری شروع کنید.
چکلیست قیمتگذاری برای تأمینکننده
قبل از ارائه پیشنهاد بررسی کنید:
- هزینه واقعی کالا یا خدمت چقدر است؟
- حداقل حاشیه سود قابل قبول چقدر است؟
- کمیسیون در محاسبه لحاظ شده؟
- قیمت تا چه تاریخی معتبر است؟
- موجودی یا ظرفیت چقدر است؟
- سقف سفارش نیاز است؟
- شرایط لغو و مرجوعی چیست؟
- چه زمانی قیمت قابل بازنگری است؟
- آیا بسته اختصاصی بهتر از تخفیف مستقیم است؟
- فروش بیشتر واقعاً سود بیشتری ایجاد میکند؟
جمعبندی
در بازار تورمی، قیمتگذاری فروش سازمانی نباید فقط با انتخاب یک درصد تخفیف انجام شود.
تأمینکننده باید همزمان هزینه واقعی، کمیسیون، موجودی، ظرفیت، مدت اعتبار قیمت و حاشیه سود را بررسی کند.
هدف، ارزانترین پیشنهاد بازار نیست.
هدف ساخت پیشنهادی است که برای کارمند ارزش داشته باشد و برای تأمینکننده قابل ادامه باشد.
اگر چنین پیشنهادی دارید، همکاری با تأمینکنندگان استفینو میتواند مسیر ورود شما به شبکه خدمات کارکنان سازمانها باشد.




نظرات و پرسشها
در حال بارگذاری نظرات...